تبليغاتX
آزادی
درد را از هر سو که نوشتیم درد بود

Ché Guevara

Ernesto 'Che' Guevara, South American revolutionary, killed 1967

[che-congo.gif]

 

 

چگوارا بعد از دستگیری،زنده باد سوسیالیست

Simone de Beauvoir, Sartre y el Che en La Habana (Tomada de Internet)

سیمون دی بوار،ژان پل سارتر،چگوارا

چگوارا داره سیگاره سارتر  روشن می کنه 

Che Guevara

و مرد افتاده بود
یکی آواز داد: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان افتاده بود

دوتن آواز دادند: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان افتاده بود

ده ها تن و صدها تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان افتاده بود

هزاران تن خروش برآوردند: دلاور برخیز!
و مرد هم چنان افتاده بود

: تمامی آن سرزمینیان گردآمده، اشک ریزان خروش برآوردند
!دلاور برخیز

و مرد به پای برخاست
نخستین کس را بوسه ای داد
و گام در راه نهاد…

گابریل گارسیا مارکز / ترجمه ی احمد شاملو

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 16:0  توسط چگوارا | 

از دانشگاه پزشكى بوينس آيرس فارغ التحصيل شد.
چه گوارا در سال 1954 به گواتمالا سفر كرد و در حكومت مردمى ياكوب آربنز فعال بود.
آربنز كه با رأى مردمى به رياست جمهورى رسيده بود، يك سال بعد با توطئه سيا از كاربركنار شد. چه گوارا نيز به مكزيك گريخت.
در اواسط 1955 با فيدل كاسترو آشنا شد. اين دو بانيان تحركات چريكى عليه ديكتاتور كوبا «باتيستا» بودند.
كوبايى ها او را «چه» خطاب مى كردند كه يك اسم محبوب مستعار در آرژانتين بود.
در دسامبر 1965 چه گوارا و گروهى از چريك ها به كوباسفر كردند تا حمله مسلحانه خود به ديكتاتورى مستقر در آن كشور را تدارك ببينند.
در دسامبر 1958 چه گوارا ارتش سرخ خود را در جنگ نهايى كوبا معروف به «سانتاكلارا» رهبرى كرد و به پيروزى رساند.
او به عنوان مديره اداره صنايع، مؤسسه اصلاح ملى كشاورزى منصوب شد.
پس از آن به رياست بانك ملى نائل آمد.
در فوريه 1961 وزير صنايع كوبا شد و در تمام اين مدت عضو كادر رهبرى حزب كمونيست كوبا نيز بود.
«چه» به عنوان نماينده كوبا در سازمان ملل و كنوانسيون هاى بين المللى فعاليت كرد.
سال ،1965 چه گوارا كوبا را جهت پايه ريزى انقلاب هاى سوسياليستى در نقاط مختلف جهان ترك كرد.
وى ابتدا در حركت هاى انقلابى كنگو و سپس بوليوى شركت كرد.
چه گوارا در يكى از مبارزات چريكى در بوليوى به دست سربازان حكومت ديكتاتورى آن کشور دستگیرشدودر8 اكتبر 1967 به قتل رسيد .

 

«ارنستو گوارا دلاسرنا» نام كامل اوست و لقب «چه» را كوبايی‌ها به او داده‌اند،

لقبی كه در اين كشور برای خطاب قرار دادن كسی با احترام به كار برده می‌شود.

«چه» مبارزی است كه آوازهء او تنها به آمريكای لاتين محدود نمی‌شود.

مجلهء تايم چه‌گوارا را جزو يكی از صد چهرهء تاثير گذار در قرن بيستم انتخاب كرده است.

در استكهلم بيش از سيصد عنوان كتاب دربارهء او منتشر شده است.

 كافه‌ای در مالزی وجود دارد كه روی تمام فنجان‌های قهوه‌اش عكس او چاپ شده است و پاتوق طرفداران «چه» است.

تفريح جوانان ميلانی، فروش تی ‌شرت‌های «چه» كنار خيابان‌هاست.

 دولت برزيل نام چند سينمای اين كشور را «ارنستو چه‌گوارا» گذاشته است.

 كلاه مدل «چه‌گوارا» پر فروش‌ترين نوع كلاه در تابستان‌هاي تركيه است.

 مارك «چه‌گوارا» معروف‌ترين مارك سيگار در سودان معرفي شده است و باز هم طبق آمار مجلهء تايم حدود 76 درصد جوانان دنيا «چه» را مي‌شناسند و براي او احترام قائلند.

 مردم بوليوي به خود مي‌بالند چون «چه» به خاطر آنان و در آنجا كشته شده است هرازگاهي دعواي ميان ملت‌ها هم بالا مي‌گيرد.

 ايرلندي‌ها معتقدند چون پدر «چه» اهل اين كشور بوده پس «چه» به آن‌ها تعلق دارد.

 آرژانتيني‌ها مي‌گويند كه چون او مليت اين كشور را داشته و در همان جا تحصيل كرده پس يك آرژانتيني‌است.

 كوبايي‌ها اعتقاد دارند كه چون «چه» در سرزمين آن‌ها و به‌خاطر آن‌ها جنگيده در يك سخنراني گفته كه افتخار مي‌كند كوبايي باشد، پس او اهل كوبا است.

 چه‌گوارا را نمی ‌توان متعلق به يك كشور دانست،چه آنكه نام و عكس چه‌گوارا امروزه در تمامی كشورهای دنيا به نماد اعتراض درمقابل استبداد و سرمايه داری نوين بدل شده است.

«چه» متعلق به تمامی آزادي‌خواهان ضد امپرياليسم جهانست.

 ارنستو چه‌گوارا يکی از خيل عظيم  اسطوره‌های تاريخ است.

 انديشه و عشق او به انسان فراتر از مرزهاي جغرافيايی و نژادی است.

بارزترين ويژگي‌او را مي‌توان روحيهء مبارزه جويي و آشتيناپذيري با ظلم و استبداد در هر قيافه و شكل دانست.

او نه مرد سياست بود و نه حسابگر و از دغل‌ها و نيرنگ‌هایآن بيزار.

 « ارنستو چه‌گوارا» در 14 ژوئن 1928 در «روزاريو» دومين شهر مهم و بزرگ آرژانتين به دنيا آمد.

 در خانواده‌ای ممتاز از تبار اسپانيايی و ايرلندي كه گرايش‌هاي سياسي چپ داشتند، بزرگ شد.

 «ارنستو» بزرگ‌ترين فرزند خانواده بود.

 در سال 1953 از دانشكدهء پزشكی فارغ التحصيل شد و سپس سفر به ديگر كشورهای آمريكايی را آغاز كرد، سفری كه نقطهء عطفی در زندگی او بود.

 در سال 1954 زمانی كه در «گواتمالا» بود با پشتيبانی از حكومت «جاكوب آربنز» كه منتخب مردم بود قدم به عرصهء مبارزات سياسی گذاشت.

آربنز در نتيجهء توطئه و در مداخلات تجاوز كارانهء سازمان سيا سرنگون شد و «چه» به مكزيك گريخت.

 اندكي بعد به فيدل كاسترو و ديگر انقلابيوني پيوست كه با جنبش 26 ژوييه در پي بر اندازی ديكتاتوری «فولژ نيسو باتيستا» در كوبا بودند.

«گوارا» در دسامبر 1956 ازجمله مبارزانی بودكه به منظور آغاز مبارزه چريكی از عرشهء كشتي كوچك «گرانما» قدم به خاك كوبا گذاشتند.

 او كه در اصل پزشك گروه بود همچون يك فرماندهء ارتش شورشی ظاهر شد. درپی سقوط «باتيستا» در دسامبر 1956، چه‌گوارا يكی از رهبران حكومت تازهء كارگران و دهقانان شد و پست‌های دولتی متعددی چون رياست بانك مركزی كوبا و وزارت صنايع به او واگذار شد.

 چه‌گوارا بارها به نمايندگی از كوبا درمجامع مختلف چون سازمان ملل متحد شركت كرد.

 او در مقام يكی از رهبران جنبش 26 ژوييه به برگزاری گردهمايي‌های گروه‌های سياسی - كه سرانجام در 1965 به بنيان‌گذاری حزب كمونيست كوبا انجاميد - ياری رساند.

گوارا در اوايل 1965 از همهء مسووليت‌ها و پست‌هاي دولتی كناره‌گيری كرد و به منظور كمك به پيشبرد مبارزه‌های ضدامپرياليستی و ضد سرمايه‌داری در ديگركشور‌ها، كوبا را ترك كرد وهمراه با داوطلبانی كه بعدها در «بوليوی» به او پيوستند، نخست به كنگو «زئير» رفت و در جنبش ضد امپرياليستی آن كشور به رهبری  «پاتريس لومومبا» شركت جست.

 از نوامبر 1966 تااكتبر 1967 جنبش چريكی بوليوی را بر ضد ديكتاتوری نظامی آن كشور رهبری كرد.

 درهفتم اكتبر 1967 در عمليات رزمی ساختهء سازمان سيا به دست نظاميان بوليوی زخمی و دستگير و روز بعد از آن تيرباران شد.

امروزه پس از گذشت چهل سال ازمرگش هنوز هم او يكی از چهره‌های محبوب اسطورهای به خصوص درميان جوانان است.

 اسطورهء عصيان كه نامش پرچم هر مبارزه‌اي است. شخصی كه تصويرش بر پيراهن‌های سرخي نقش بسته كه جوانان معترض بر تن مي‌كنند بی آنكه از انديشه‌های انقلابي او خبر داشته و يا حتی جهان بينی او را پذيرفته باشند.

«چه» می‌توانست همچون بسياری از فارغ التحصيلان رشتهء پزشكی در گوشه‌ای از دنيا برای خود مطبی دايركند، اما روح عصيانگرش او را واداشت تا به ياری همنوعانش درمناطق استبداد زدهء آمريكای لاتين بشتابد.

 زمانی كه چه‌گوارای جوان و دوست همراهش «آلبرتو گرانادو» با موتورسيكلت از ردهء خارج توترون 500 مدل 1939، كه تنها به بهای چند پزوی ناچيز خريداری شده بود، قصد سفر به دور آمريكای لاتين را جهت درمان بيماران جزامی كرد آمريكای سرخ لاتين در زير چكمه‌های سنگين امپرياليسم جان می‌داد، اما نه «چه» و نه «آلبرتو» هيچ كدام از اين حقيقت تلخ آگاهي نداشتند.

آن‌ها تنها می‌خواستند مناظر بكر قارهء پهناورشان را از نزديك ببينند و به كمك بيماران جزامی بشتابند، سفری كه پايانش به گونه‌ای ديگر بود و باعث تولد انسان‌هايی شدكه اكنون نام آن‌ها را مترادف با انقلاب به كار می‌برند.

 « چه‌گوارا» مردي بود كه هرگز شخصائ در بند مقام، رهبری و يا افتخارات نبود. او اعتقاد راسخ داشت كه مبارزهء چريكی انقلابی، شكل بنيادين اقدام برای كسب آزادی خلق‌های آمريكای لاتين است و اين نتيجه‌گيری ناشی از اوضاع اقتصادی، سياسی و اجتماعي تقريبائ تمام كشورهای آمريكای لاتين بود.

 «چه» عميقائ بر اين باور بود كه رهبری سياسی و نظامی مبارزه چريكي بايد يگانه باشد و اين كه مبارزه تنها می‌تواند توسط خود واحد چريكی رهبری شود، نه از طريق دفاتر راحت بوروكرات ها در شهرها.   

چه‌گوارا به معنای واقعی كلمه يك چريك مبارز انترناسيوناليست بود.

 او می ‌گويد:

 « هر قطرهء خون ريخته شده در سرزمينی كه در زير پرچمش زاده نشده باشی، تجربه‌ای است كه به زندهء ماندگان منتقل می ‌شود تا بعدائ آن را در مبارزه برای رهايی كشورشان به كار برند. همچنان‌كه كه خلقی خود را آزاد می ‌سازد، ‌قدمی بر می‌‌دارد در پيكار برای رهايی مردم خود ما.

 

«چه» معتقد بود كه هر انساني برای رهايی از ظلم و استبداد بايد بهايی برای ‌آزاديش پرداخت كند، او مي‌گويد: «اسكلت آزادي ما قبلائ شكل گرفته است، هنوز گوشت و لباس به اين اسكلت نيامده است، ما بهای آزادی خود و حفاظت از آن را با خون و ايثار پرداخت مي‌كنيم. ايثار و فداكاری ما آگاهانه است، سيرآزادی طولانی و در بعضی قسمت‌ها  ناشناخته است.

هفتم اكتبر 1967 «چه» آخرين سطرهای وقايع روزانهء خود و گروه چريكی ‌اش را نوشت.

 روز بعد در ساعت يك بعدازظهر در يك درهء كم عرض و تنگ، جايی كه برای درهم شكستن محاصره به انتظارشب نشسته بودند، نيروی عظيمی از دشمن برآن‌ها تاخت. گروه كوچك مردانی كه واحد چريكی را تشكيل می ‌دادند تا گرگ و ميش بامداد قهرمانانه جنگيدند.

ازكسانی كه در نزديك‌ترين مواضع به «چه» می ‌جنگيدند كسی زنده نماند جزو دو نفر كه به همراه «چه» مجروح و دستگير شدند.

روز بعد از دستگيری «چه» با شنيدن صدای شليك فهميد كه دو همرزم «پرويی» و «بوليوی ‌اش» اعدام شده‌اند.

 نوبت به «چه» رسيده بود، مجری اعدامش دستخوش ترديد شده بود.

« چه» با استواری فرياد زد «شليك كن نترس !» آنگاه با شليك يك رگبار مسلسل از كمر به پايين حكم اجرا شد. جلادان دستور داشتند او را از سر و سينه هدف قرار ندهند تا مرگش به تعويق بيفتد.

 اين تصميم ظالمانه عذاب «چه» را طولاني می ‌كند تا اين‌كه گروهبانی كه او نيز مست بوده است گلوله‌ای به پهلوی او شليك می ‌كند و به زندگيش پايان مي‌دهد.

 اين شيوهء رفتار، درست نقطهء مقابل احترامی بود كه «چه» بدون استثنا نسبت به افسران و سربازان بسياری نشان مي‌دادكه به اسارت او درآمده بودند.

برای «چه» ساعت‌های پايانی زندگی ‌اش در چنگ دشمن فرومايه قطعائ بسيار تلخ بوده است; اما هيچ كس بهتر از او آمادگی گذراندن چنان آزمونی را نداشت.

هشتم اكتبر چه‌گوارا تير باران شد.

جسدش را به هلي‌كوپتر بستند تا به همه اعلام كنند كه چريك مبارز را دستگير كرده‌اند پس از انتقال جسد «چه» به «هيگوئرا» روستايي درشمال بوليوی، تازه همه فهميدند چه كسی كشته شده است.

 حكومت وقت از ترس، جسد «چه» را سوزاند و بقايای استخوانش را در مكان نامعلومی خاك كرد.

 سال‌ها بعد در پی فشار دولت كوبا و شخص فيدل كاسترو، دولت بوليوی استخوان‌ها را در تابوت گذاشت و به كوبا فرستاد تا «چه‌گوارا» در ميان اشك و احترام دفن شود.   

کمتر کسی داستان واقعی معروف ترین عکس ”چه“ را می داند.

 همان عکسی که از نزدیک به 40 سال پیش تا بحال پر فروشترین عکس دنیا بوده و هنوز هم اصالت و حالت خود را حفظ کرده است.

 اما چرا چنین حالتی در نگاهش بود؟ آلبرتو کوردا خالق آن تصویر در کمال فروتنی چنین تعریف می کند: ”من کار خارق العاده ای نکردم – لحظه ای بود غریزی – اتوماتیک- و حتی عکس بسیار روشن هم نیست زیرا وقت نداشتم دوربین را میزان کنم.

 روزی بود که بمبی در کشتی لاکوره که حامل اولین محموله مهمات خریداری شده برای انقلاب بود- منفجر شد.

 آن انفجار تعداد زیادی کشته و زخمی به جای گذاشت. مارس 1960 بود- اوضاع هر روز شلوغ تر می شد و می توانست به تجاوز مزدوران خلیج خوک ها بی انجامد.
مراسم تدقین بود و بعد از آن سخنرانی فیدل. ”چه“ در طول مراسم در صف اول قرار داشت – بعد ناگهان ناپدید شد.

 من بین جمعیت می لولیدم و مشغول عکس انداختن از فیدل بودم و می خواستم بعد از سارتر و سیمون دوبوار که در آن نزدیکی بودند عکس هائی بگیرم که ”چه“ ناگهانی دو باره پیدایش می شود.

 آن نگاه سرشار از خشم و درد برای قربانیان آن سوء قصد مرا میخکوب کرد- روی صحنه ماندم و بطور غریزی دو عکس جاودانه از وی گرفتم .

 باقی فیلم را با عکس هائی از فیدل – سارتر و دورتیکوس - رئیس جمهوری وقت کوبا تمام کردم .

هفت سال بعد بود که آن عکس چاپ شد.

 بدین قرار که مسئول موسسه انتشاراتی فلترینلی آن را از میان سایر عکس ها انتخاب کرد.

 بعد از چاپ روی جلد کتاب ”خاطرات بولیوی“ همان طوری که می دانید، جهان آن را به عنوان شایسته ترین عکس برای تکثیر در اشکال گوناگون انتخاب کرد.

من مدیون لحظه ای هستم که این امکان را به من داد تا محبوب ترین تصویر را بگیرم. تصویری که با آن دنیا ”چه“ را شناخت و پرستید.

آلبرتو کوردا قبل از انقلاب عکاس معروف مد و تبلیغات بود.

 با پیروزی ارتش آزادی بخش- در حالی که تمام همکارانش در حال فرار بودند تصمیم می گیرد در کوبا بماند و در باز سازی کشورش سهیم باشد.

بدین ترتیب او عکاس انقلاب شد و در سفرهای بسیاری فیدل کاسترو را همراهی کرد و از ”چه“ در موقعیت های بیشماری عکس انداخت.

 بعد به عکاسی آزاد روی می آورد و با همکاری با کاتالوگ های مد کوبا به عشق قدیمی اش عکاسی مد پرداخت.

 

 

                    یاد و خاطر او را گرامی میداریم

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 21:37  توسط چگوارا | 
 

اوج انارشیزم در سالهای پس از جنگ جهانی دوم خصوصا در دهه شصت و هفتاد میلادی در اروپا و امریکا  ظهور کرد . مصرف مواد مخدر ، پانک و هیپی گری ، گروههای رپ و به تدریج ایجاد اغتشاشات اجتماعی مانند تظاهرات ، بمب گزاری و مانند اینها و نیز جنبشهای بی هدف اجتماعی مانند می 68 فرانسه  ماحصل تفکری ترتیب ناپذیر به نام انارشیسم است . انارشیزم هنوز حضور دارد . حضوری برجسته . نمونه ان اعتراضات محله های فقیر نشین فرانسه ، تروریسم ، گروههای مخالف جهانی شدن ، برخی گروههای سیاه پوست امریکا یی ، امریکای لاتین .

 انارشیسم در زبان سیاسی به معنای نظامی اجتماعی و سیاسی بدون دولت، یا به طور کلی جامعه‌ای فاقد هرگونه ساختار طبقاتی یا حکومتی است.

نارشی مشتق از واژهٔ یونانی anarkos به معنای 'بدون رئیس' است. رویکرد عام آنارشیست‌ها تأکید بر این نکته‌است که می‌توان بدون ساختارهای مقیدکننده یا محدودیت زا زندگی نیکویی داشت. هر سازمان یا اخلاقیاتی که با آزادی انتخاب شیوهٔ زندگی در تعارض باشد باید مورد حمله، انتقاد و نفی قرار گیرد. پس مسئلهٔ مهم آنارشیست‌ها تعریف موانع و ساختارهای تصنعی و تمایز دادن آنها از ساختارهای طبیعی یا فعالیت‌های اختیاری است.

نظریه‌ی سیاسی، تئوری یا فلسفه‌ای که قدرت سیاسی را به هر شکل که باشد نامطلوب می‌شمارد و در واقع افراطی‌ترین شاخه‌ی اندیویدوالیسم است. هسته‌ی مرکزی آنارشیسم دشمنی با دولت است، ولی در عین حال هر نوع قدرت سازمان‌یافته‌ی اجتماعی و دینی را نیز محکوم می‌کند. آنارشیسم قوانین دولتها را منشأ همه‌ی شرور اجتماعی تلقی می‌کند و به این دلیل خواستار از میان رفتن همه‌ی دولتها به معنای امروزی آنهاست و به جای آن هوادار همکاری داوطلبانه است. آنارشیست - برخلاف آنچه که معروف است - هرج و مرج طلب نیست و جامعه‌ای بدون نظم نمی‌خواهد، بلکه به نظامی می‌اندیشد که نتیجه همکاری آزادانه باشد که بهترین شکل آن ایجاد گروههای خودمختار است؛ زیرا آنارشیستها انسان را اساساً و ذاتاً اجتماعی می‌پندارند. الیزه رکلوز Elisée Reclus، آنارشیست فرانسوی، می‌گفت: «هدف ما زیستن بدون دولت و بدون قانون است!» آنارشیست‌ها تأکید می‌کنند که گردش نظام اقتصادی در جامعه‌ی آزاد و خالی از اجبار بهتر خواهد شد و آنچه را امروز دولت به زور انجام می‌دهد، گروههای داوطلب بهتر انجام خواهند داد و محدود کردن کردار فرد لازم نیست، زیرا بشر ذاتاً متمایل به حالت آزادانه‌ی احترام به حقوق فرد است؛ و تعقیب جرایم، در جایی که جرم واقع می‌شود، باید به سازمانهایی که خودبخود به وجود می‌آیند واگذار شود. به نظر شاهزاده کروپاتکین، آنارشیست بزرگ روس، «اگر سیستم موجود مزیت طبقه‌ای و توزیع ناعادلانه‌ی ثروت تولید شده با کار را که موجد جرم است» از میان برداریم، نیازی به دادخواهی نخواهد بود

 

انارشیزم

 

از اندیشمندان برجستهٔ آنارشیست می‌توان از ویلیام گادوین، ماکس استیرنر، لئو تولستوی، پیر ژوزف پرودون، میخائیل باکونین، پطر کروپوتکین و اخیراً متفکران آزادی طلب و محافظه کاری با گرایش آنارشیستی مانند هانس هرمان هوپ و موری روثبارد نام برد.

 کروپاتکین می‌گوید: «ما از بچگی عادت کرده‌ایم که باید دولت داشته باشیم؛ اما تاریخ بشر خلاف این را نشان می‌دهد. اعصار پیشرفتهای بزرگ فکری و اقتصادی هنگامی آغاز می‌شود که گروههای کوچک یا بخشهایی از بشریت قدرت فرمانروایان را می‌شکنند و بخشی از آزادی مقرر خود را باز می‌یابند. بشر به نسبت مستقیم آزادی فردی پیش می‌رود.


آنارشیستها در حالی که در اشاعه نظریه‌ی «لسه فر» Laissez faire (بگذار بکنند) بر همه‌ی جنبه‌های فعالیت بشر اتفاق نظر دارند، در همه چیز با هم موافق نیستند و تقسیم میشوند به آنارشیستهای تحول‌خواه، آنارشیستهای کمونیست و آنارشیستهای اندیویدوالیست. آنارشیستهاهمه در برافکندن هر نوع «دولت» متفقند و دموکراسی را نیز استبداد اکثریت می‌دانند که شر آن کمی کمتر از استبداد سلطنتی است. پرودون Proudhon می‌گوید: «دولتها تازیانه‌ی خدا هستند!


پیر ژوزف پرودون، که می‌توان گفت فلسفه‌ی آنارشیسم جدید با او شروع می‌شود، در بزانسون فرانسه به سال 1809 متولد شد و در 1865 مرد. ریشه‌ی آراءِ او را در متفکران خیلی پیش از او حتی در متفکران باستان، می‌توان یافت. از پیشروان او در عصر جدید ویلیام گادوین (1756-1834) متولد ویسبگ Wisbeck انگلستان است. گادوین در کتاب «تحقیق در عدالت سیاسی» ، که در 1793 منتشر شد، از برافتادن هرگونه دولت جانبداری کرد و آنارشیسم کمونیست را پایه ریخت. گادوین «راسیونالیست» است و دولت را خواه دموکرات یا مستبد، و همچنین حقوق و قانون را مخالف عقل می‌شمارد و جامعه‌ای «عقلی» می‌طلبد. اما آنارشیسم به صورت جنبش اجتماعی با انتشار «مالکیت چیست» (1840) پرودون آغاز شد. پرودون از آنارشیستهای اندیویدوالیست بود و با مالکیت مخالفت نداشت و فقط خواهان اصلاح نحو‌ه‌ی اکتساب و بهره‌برداری آن بود.

 


 

انارشیزم


 ریشه لغت آنارشیسم(آنارشی) :

واژه یونانی آنارشی ، ریشه‌ای دو بخشی دارد : کلمه : Archon به معنای حاکم و پیشوند An به معنی فاقد. از این روی ، آنارشی به معنی وضعیتی فاقد حاکم میباشد. از نظر لغوی آنارشیسم آموزه‌ای مبنی بر این اعتقاد است که اکثر مشکلات اجتماعی ، ناشی از وجود حکومت بوده و در مقابل آن به‌عنوان بدیل ، تعداد بسیاری از اشکال تشکیلات داوطلبانه اجتماعی وجود دارند. درادامه تعریف ، باید گفت آنارشیست کسی است که سعی در ایجاد جامعه‌ای بدون حکومت می‌نماید

برای نخستین بار پیر ژوزف پرودن این لقب (آنارشیست) را رسما بر خود اعلام نمود

تفاوت انارشیسم و سوسیالیزم :

 

تفکرِ لنینیسم خواستارِ تشکیلِ حزبی پیش‌رو است که باید قدرتِ حکومت را در دست گرفته، و مردم را به توسعه‌یِ اقتصادی وادار کند، و درنهایت، با معجزه‌یی که معلوم نیست چه‌گونه اتفاق می‌اُفتد، به آزادی و عدالت برسد. طبیعتاً این ایده‌ئولوژی برایِ روشن‌فکرانِ رادیکال خیلی پذیرفتنی است، چه وسیله و توجیهی برایِ آن‌ها است که حکومت را قبصه کنند. ولی من هیچ دلیلی (نه منطقی و نه تاریخی) نمی‌یابم که وعده‌هایَ‌ش را جدی بگیرم. سوسیالیسمِ آزادی‌خواه (ازجمله تعدادِ زیادی از مارکسیست‌ها) به درستی‌یِ کلِ این قصیه را به‌شدت رد کرده و کنار می‌گذارند

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:38  توسط چگوارا | 

وضعيت تورم و رابطه آن با فقر در ايران

مفهوم تورم
در كلي‌ترين بيان، تورم عبارت است از افزايش مداوم سطح عمومي قيمت‌ها در يك دوره زماني مشخص، بنابراين، ويژگي اصلي تورم، تداوم افزايش قيمت‌هاست. لذا افزايش دفعه‌اي قيمت‌ها و همچنين افزايش قيمت‌ يك يا چند كالاي خاص، تورم به شمار نمي‌رود. براي اندازه‌گيري ميزان تورم از شاخصي به‌نام «شاخص نرخ تورم» استفاده مي‌شود كه نوسان‌هاي قيمت كالاها و خدمات را در يك سال خاص نسبت به سال پايه مي‌سنجيده اين شاخص در ايران با عنوان «شاخص بهاي كالا و خدمات» (cpi) معروف است كه به‌طور ماهيانه توسط بانك مركزي محابه و منتشر مي‌شود. البته زمينه محاسبه اين شاخص براساس «شاخص لاسپيرز»، پاش، فيشر مي‌باشد.

مفهوم فقر
مفهوم فقر هميشه با نحوه توزيع درآمد ملي و يا درآمد سرانه همراه مي‌باشد. در مطالعات اقتصادي شناسايي افراد فقير معمولا در قالب تعيين خط فقر صورت مي‌گيرد، كه به صورت‌هاي ويژه و گاهي متفاوت ارزيابي و تعيين مي‌گردد اصولا دو مقدار خط فقر تحت عنوان خط اول و خط دوم فقر مورد محاسبه قرار مي‌گيرد. در روش اول پس از رتبه‌بندي خانوارها براساس هزينه خانوار، مقدار شاخص متناظر با ميانه توزيع كه 50درصد خانوارهاي نمونه پايين‌تر از آن قرار مي‌گيرند – انتخاب شده است. سپس ربع اين مقدار به عنوان خط اول فقر و نصف آن به‌عنوان خط دوم فقر تعيين شده و مورد استفاده قرار مي‌گيرد.....

برای مطاله ی ادامه مطالب لطفا بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:11  توسط چگوارا | 

Image By Pic.Blogfa.Com

Image By Pic.Blogfa.Com

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 12:36  توسط چگوارا | 

سلام دوستان عزیز

سال ۸۷هم از راه رسید،پیشاپیش تبریک میگم

ولی بهتره به جای تبریک گفتن وخوشحال بودن،کمی هم به دیگران فکر کنیم. تو کشور ما هستند کسانی که حتی یک کیلو پرتقال نمی تونند بخرند، کم نیستندپدرهائی که شرمنده از بچه هاشون میشند،پرتقال کیلوئی ۱۵۰۰تومان،سیب...تومان،یه خانواده ی ۸نفری اونم خانواده ی متوسط چند کیلو باید میوه بخره تا هم بچه ها از اون بخورند،هم از مهمان ها پذیرائی بشه هم...حالا یه خانواده ی فقیرو در نظر بگیرید...من همین جا از دوستان خواهش میکنم تو این سال جدید بیشتر به اطرافمون دقیق تر بشیم فکر اونائی ام باشیم که دستشون تنگه ولی انسانهای شریفی هستند،خدایا هیچ پدری را شرمنده ی اولادش نکن،تو این ایام همه درگیر خرید برای عید هستند،کسانی هستند که ۱۰تا مانتو دارند،میره بوتیک سر انتخاب رنگ مانتو با عالم و...دعوا داره،عادت کردیم ریخت و پاش کنیم چی میشه مگه مانتوی سال قبل و بپوشی؟؟؟؟؟یه جدیدشو بخر برای اونی که نداره،وقتی به دنیا اومدیم برهنه بودیم،وقتی ام از دنیا میریم بازم برهنه میشیم،مهم وجود انسانهاست،خواهش میکنم به فکر دیگران هم باشید،تو این سال جدید انسانی جدید بشیم،مارکس یه سخنی داره که واقعا حرف زیبائیه*انسان اگر گاومیش بود می توانست به ارزش های انسانی پشت کنه،ولی افسوس انسان است*هیچ زیبائی تو دنیا به اندازه ی نو دوستی زیبا نیست،به امید اینکه روزی در جهان همه با هم برابر باشند.هیچ کس به هیچ کس برتری نداشته باشد(از لحاظ ارزش های جامعه)

 

بازم عیدو تبریک میگم

زنده باد سوسیالیست

پاینده باد کمونیست

با افزایش کم سابقه تورم در ایرن خط فقر به مرز ششصد هزار تومان در ماه رسید و طبق اعلام مرکز پژوهشهای مجلس ۳۰ درصد مردم ایران زیر خط فقر زندگی می کنند .

درحالى كه وزارت رفاه و تأمين اجتماعى بارها از اعلام ميزان خط فقر سرباز زده است و تاكنون آمار رسمى درخصوص ميزان خط فقر براى سال جارى اعلام نكرده است، كميته مزد استان تهران پيشدستى كرد و خط فقر را ۶۰۰ و سبد هزينه خانوار را ۴۶۹ هزار تومان اعلام كرد. اين گزارش دركميته حقوق دستمزد كانون هماهنگى شوراهاى اسلامى كار استان تهران و طبق ماده ۴۱ قانون كار جمهورى اسلامى ايران، براى تعيين حداقل دستمزد كارگران، باحضور نمايندگان شوراى عالى كاركه يك شوراى سه جانبه متشكل از سه نماينده كارگران وسه نماينده كارفرمايان وسه نماينده دولت است تهيه شده است.

تعيين خط فقر ۶۰۰ هزار تومانى از سوى كميته مزد استان تهران به نوعى جزء وظايف وزارت رفاه به عنوان تنها مرجع اعلام فقر دركشور است؛ اما عبد الرضا مصرى، وزير رفاه بارها درمصاحبه اش اعلام كرده كه اعلام خط فقر دردى را از كشور دوا نمى كند. مصرى معتقد است كه مسائل و مشكلات جدى ترى درجامعه وجود دارد كه پرداختن به آنها مؤثرتر از توجه به مسائل فرعى است وتعيين واعلام خط فقر كشور رابه مسائل فرعى مى كشاند. با وجود كنار كشيدن وزارت رفاه ازاجراى اين مسئوليتش مراكز آمارى وپژوهشى بارها آمارهاى قابل توجهى در خصوص ميزان جمعيت زير خط فقر وميزان خط فقر اعلام كرده اند. به عنوان مثال ايسنا چندى پيش اعلام كرد كه نزديك به ۳۰ درصد جمعيت ايران زير خط فقر مطلق - فقر خشن- زندگى مى كنند.
بر اساس آمارهاى موجود، ۹ تا ۱۰ ميليون ايرانى زير خط فقر خشن زندگى مى كنند. اينها كسانى هستندكه نمى توانند نيازهاى اوليه خود مانند خوراك، پوشاك، آموزش و مسكن تأمين كنند . بر اساس اعلام سازمان ملل كسانى كه روزانه زير يك دلار درآمد دارند زير خط فقر خشن قرار دارند. مدنى دراين خصوص پارا فراتر مى گذارد واعتقاد دارد كه اين آمارها درست نيست و آمار كارشناسان نشان مى دهد كه ۲۰ تا ۲۵ ميليون ايرانى زير خط فقر خشن به سر مى برند، يعنى ۲۵ تا۳۰ درصد جمعيت ايران. به عبارتى ۲۵ تا ۳۰ درصد جمعيت ايران درآمد زير يك دلار دارند.

همه آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترمترند .

 همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند .

همه آدمها با هم برابرند ، اما بچه ها واجبترند .

همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند .

 همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند...

البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدمها با هم برابرند ، اما بعضيها برابرترند.

فقر در جهان

چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است. علی شریعتی

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی

اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید . نادر شاه افشار

 خردمندان و دانشمندان  سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود  . نادر شاه افشار

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی

آرزو ریشۀ حیات ماست . اگرچه این ریشه حیات ما را به تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایۀ زندگی است . نیچه
شاید من بهتر می دانم که چرا بشر تنها حیوانی است که می خندد.تنها انسان است که به شدت رنج می برد و مجبور است خنده را بیافریند.  نیچه

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی
برای ماندگاری ، رویایی جز پاکی روان نداشته باش . اُرد بزرگ


آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها (اقیانوسها) به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟ اُرد بزرگ

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسیدوست بدارید لیکن عشق را به زنجیر بدل نکنید . جبران خلیل جبران


حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند. جبران خلیل جبران

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسیمردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند . گوته


زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است . گوته


ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی

مهم ترین کار ما این نیست که ببینیم در دور دستهای مبهم و ناپیدا چه چیز هایی و جود دارد . کار ما این است که به آنچه آشکارا در پیش رو داریم بپردازیم . وینستون چرچیل

 خوردن کلمات مرا به سوء هاضمه دچار نکرده است . وینستون چرچیل

 ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی

مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید. جرج برنارد شاو

انقلاب ستمدیدگان را آزاد نمی کند تنها استثمارگران را عوض می کند. برنارد شاو 

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسیفرق انسان و سگ در آنست که اگر به سگی غذا بدهی هرگز تو را گاز نخواهد گرفت. تولستوی


همه می‌خواهند بشریت را عوض کنند ، دریغا که هیچ کس در این اندیشه نیست که خود را عوض کند. تولستوی

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسیهرچه اکنون هستیم محصول افکاری است که سابقا داشته ایم و حالا داریم .پاستور

تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت. لویی پاستور

ferdowsi - nader shah - Nietzsche - Great Orod -  Khalil Gibran - goethe - Churchill -  shaw george bernard -  tolstoi -  Louis Pasteur - briant tracy -  سخنان بزرگان از : فردوسی خردمند ، نادر شاه ، فردریش نیچه ، ارد بزرگ ، جبران خلیل جبران ، گوته ، چرچیل ، برنارد شاو ، تولستوی ، پاستور ، برایان تریسی

اهمیتی ندارد که از کجا آمده اید ، مهم این است که به کجا می روید  . برایان تریسی
      
داشتن اهداف  روشن و از پیش تعیین شده برای پیش رفت و موفقیت مطلقا ضروری است . برایان تریسی

آدمیانی که با دیگران روراست نیستند با خود نیز بدین گونه اند .  اُرد بزرگ


در رنجی که ما می بريم ، درد نه تنها در زخم هايمان ، که در اعماق قلب طبيعت نيز حضور دارد.در تغيير هر فصل ، کوهها ، درختان و رودها ظاهری دگرگونه می يابند ، همانگونه که انسان در گذر عمر ، با تجربيات و احساساتش تحول می يابد. در دل هر زمستان ، تپشی از بهار و در پوشش سياه شب، لبخندی از طلوع نمايان  است . جبران خلیل جبران


کشتن گنجشکها کرکس ها را ادب نمی کند . آبراهام لينكلن 


آنکه به خرد توانا شد ، ترس برایش نامفهوم است . اُرد بزرگ


وقتی انسان آنقدر ثروتمند شد که بتواند هر چه دلش می خواهد بخرد ، می بیند معده اش بیمار است و همه چیز را هضم نمی کند . شاتو بریان


اندیشه برتر در روزهای توفانی و آشوب و در همان حال خموشی و آرامش ، توانایی برتر خویش را از دست نمی دهد.  اُرد بزرگ


برتری همیشه منفور بوده است ، و هنگامیکه برتر از همه ای بیشتر منفوری .گراسیان


تکبر زائیده قدرت مادی است و تواضع زاییده ضعف معنوی . فردریش نیچه


جهت الهی شما ، دریایی است پهناور و بی ساحل . ذات الهی شما از ازل پاکیزه بوده است و تا ابد نیز خالص و پاک خواهد ماند . جبران خلیل جبران


محبت نیرومندترین جادوها است. گولاس


مهم نیست کجا متولّد شدم و چگونه و کجا زندگی کرده ام. مهم این است که در آنجا که بوده ام چگونه رفتاری داشته ام . جوجیا اوکیف


توانگر کسی است  که به آنچه خداوند توانا نصیبش کرده خرسند باشد . زیرا شوریده بخت تر و پراکنده خاطرتر از آزمند کسی نیست . بزرگمهر

باید زیاد مطالعه کنید تا بدانید که هیچ نمی دانید. مونت کیو


آدمهای ماندگار به چیزی جز آرمان نمی اندیشند .  اُرد بزرگ


هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته ام بیاموزم . گالیله


پرحرف را که دشمن راستی و خصم روان پاک است هرگز نپذیر . بزرگمهر


براستي ؛ اي كاش جنون شان را حقيقت نام بود يا وفاداري يا عدالت . اما دريغ كه فضيلت شان در خدمت دراز زيستن است و آسودگي نكبت بار . فردریش نیچه


فرمانروایانی که یک شبه دارای توان می شوند ،  با تلنگری فرو می ریزند . اُرد بزرگ


زندگی انسان مانند شبنمی است که از برگ گلی می لغزد و فرو می چکد.  بودا


انسانها در هیچ یک از ویژگی هایشان به اندازه نیکی کردن به همنوعان خود خدای گونه نیستند. سیسرو


با این نگرش پیش بروید که همه چیز خدای گونه است و همه کس خدای گونه رفتار میکند، اگر شما همچون خدا با آنان رفتار کنید . سوامی راما تیرتا :


دیدی جهان در مشتی شن ، و سپهر در گلی خودرو ، بی نهایت در کف دستهایت گیر و جاودانگی را در ساعتی به دست آر. ویلیام بلیک


قدرزمان حال را بدانيد كه گذشته بر نمي گردد و آينده شايد نيايد. گالیله


در هر سرنوشتی ، رازی مهم فرو نهفته است  .  اُرد بزرگ


به هنگام باز ایستادن تنفس ،نفس از تکرار پی در پی آزاد  می شود و تلاش برای آزادی از زندانی مخوف و اوج گرفتن در فضایی گسترده و پر از آثار حیات به سوی پروردگار ادامه می یابد ، تا بی پرده به وصال برسد . جبران خلیل جبران


شما نمی توانید به یک نفر چیزی را که خودش از قبل نمی داند یاد بدهید . فقط می توانید او را از آنچه می داند با خبر و آگاه کنید. گالیله


تو ممكن است در تمام دنيا فقط يك نفر باشي ،‌ولي براي بعضي افراد تمام دنيا هستي. گابريل گارسيا مارکز


گفتگو با خردمندان و دانشوران ، پاداشی کمیاب است . ارد بزرگ


در میان دو کس دشمنی میفکن ، که ایشان چون صلح کنند تو در میانه شرمسار باشی . سعدی


براي گله ي انساني تمام نشانه هاي ابرانسان چون نشانه هاي بيماري يا ديوانگي ظاهر مي شوند . فردریش نیچه


اگر دشمنت با روی خوش نزدیکت شد ، در برابرش خموش باش و تنهایش بگذار . اُرد بزرگ


حقیقت می تواند مدتی در حجاب تعویق و تأخیر بماند ولی همیشه جوان بوده و خود را معرفی خواهد نمود . گولیو


اندیشه ها بزرگترین جنگنده های جهانند و جنگی که اندیشه ای در دنبال دارد چیزی جز وحشیگری نیست . گارفیلد


آنگاه مردم را درست می ببینی که در بلندیهای سر به آسمان کشیده حضور داشته باشی و نیز در منزلگاههای دور . جبران خلیل جبران


چون دل راست اندیش و زبان راستگو باشد در کاستی و نادرستی بسته می شود . بزرگمهر


جایی که شمشیر است آرامش نیست .  اُرد بزرگ


هرگز نمی توانیم صفت خوبی را در دیگران بشناسیم مگر اینکه از آن بویی برده باشیم .  چینگ


اگر امروز حتی یک کلمه از دیروز بیشتر بدانید مسلماً شخص دیگری هستید . چاحیت


در این روزگار ما به خاطر اندیشه ها می جنگیم و روزنامه ها سنگرهای ما هستند . هاینه


اگر به سخنی که گفته اید با تمام وجود پایبند هستید، دیگر نیازی نیست برای آن پوزش بخواهید .  اُرد بزرگ


به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش مکن ! . فردریش نیچه


آنکه از دشمن داشتن می ترسد ، هرگز دوست واقعی نخواهد داشت . هزلت


حسد همچون مگس است که همه جای بدن سالم را رها می کند و بر روی زخمهای آن می نشیند . چایمن


ریشه کارمند نابکار ، در نهاد سرپرست و مدیر ناتوان است .  اُرد بزرگ


شايد بتوانيد دست و پای مرا به غل و زنجير کشيد و يا مرا به زندانی تاريک بيافکنيد ولی افکار مرا که آزاد است نمی توانید به اسارت در آوريد.  جبران خلیل جبران


زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود . هرود


چون دانستی که خدا از خاکت آفریده کردنکشی و خود رایی مکن . بزرگمهر


بعضی ها طوری هستند که دوستانشان هرقدر از آنها پایین تر باشند بیشتر دوستشان دارند . چترفیلد


برای پویایی و پیشرفت ، گام نخست از پشت درهای بسته برداشته می شود .  اُرد بزرگ


باری ؛ زرتشت در مردم نگریست و حیران بود. سپس چنین گفت :
انسان بندی است بسته میان حیوان و ابر انسان ؛ بندی بر فراز مغاکی.
فرارفتنی ست پر خطر ؛ در – راه – بودنی پر خطر ؛ واپس نگریستنی پر خطر ؛ لرزیدن و درنگیدنی پر خطر.
آنچه در انسان بزرگ است این است که او پل است نه غایت ؛ آنچه در انسان خوش است این است که او فراشدی ست و فروشدی . فردریش نیچه


جهان را نگه دارید، می خواهم پیاده شوم . اوبالدیا


دشمنی و پادورزی ، به آدم خردمند انگیزه زندگی می دهد .  اُرد بزرگ


زیاد زیستن تقریبا آرزوی همه می باشد ولی خوب زیستن آرمان یک عده معدود. هیوز


از آن جا که جهان حقیقی وجود ندارد, به ضرورت هر باور و هر فرضی بر درستی نادرست است. فردریش نیچه


برای ربودن دل آدمیان باید بر هم پیشی گرفت و این  زیباترین آورد زندگی است . اُرد بزرگ


آنکه از دست روزگار به خشم می آید ، هر آنچه آموخته بیهوده بوده است .گریستن


هيچ‌ چيز غرور مرد را مثل‌ شادي‌ زنش‌ ارضا نمي‌كند; چون‌ هميشه‌ آن‌ را مربوط به‌ خود مي‌داند . جونسوند


در دنيا جاي كافي براي همه هست پس بجاي اينكه جاي كسي را بگيري سعي كن جاي خودت را پيدا كني.چارلي چاپلين


در پهنه ی پندار و خلسه ی خیال ، فراتر از پیروزیهای خود بر نشوید ، و فروتر از شکستهای خود نروید . جبران خلیل جبران


پیش از آنکه با کسی پیمانی ببندید ، دمی درباره توانایی خود در اجرای آن بیندیشید و سپس پاسخ گویید . اُرد بزرگ


عجله مباح نیست مگر در سه کار : یکی آنکه دختر به شوهر رود ، دوم آنکه میت را زود دفن کنند ، و سوم آنکه طعام زود پیش مهمان برند .ویلیام تن


تا چیزی از دست ندهی چیز دیگری بدست نخواهی آورد این یک هنجار همیشگی است . اُرد بزرگ


تو از جسم و فکر تشکیل شده ای. قوانین مربوط به جسم وضع می شوند، اجرا می شوند، پایان می پذیرند، اما فکر ما مرز نمی شناسد. وین دایر


بسیاری از چیزهای را که می خواهیم داشته باشیم می توانیم با نشان دادن توانمندی خویش به آسانی بدست آوریم . اُرد بزرگ


 آن نعمت نصیب ماست که قدرش را می دانیم وگرنه از صورت زیبا برای کور چه حاصل ؟. ویلیام تن


اگر روزی به چیزی نیازمند شدی به ملک و مال و دیگر اسباب حشمت و بزرگی خویش مناز . به کار و پیشه ای بپرداز که نامت سبک و ننگین نشود .بزرگمهر


انسان باید والاترین آرمانهایش را دنبال کرده و هرلحظه به آنها عمل کند، چرا که آنچه شخص اینک انجام می دهد بازگشتی مکرر در سراسر ابدیت خواهد داشت. فردریش نیچه


اگر تا کنون به نصف آرزوهایتان رسیده اید ، بدون تردید زحمت شما دو برابر شده است . ایبسن


آنگاه که سنگ خویشتن را به سینه می زنید نباید امید داشته باشید همگان فرمانبردار شما باشند . اُرد بزرگ


دانشگاه تمام استعدادهای افراد ، از جمله بی استعدادی آنها را آشکار می کند . آنتوان چخوف


خود را برای پیشرفت مردم ارزانی دار تا مردم پشتیبان تو باشند . اُرد بزرگ


خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود دهیم که در آرزوی آن باشیم . آنتوان چخوف


مردم ! هشدار ! که زیبایی زندگانی ست ، آن زمان که پرده گشاید و چهره برنماید .
لکن زندگی شمایید و حجاب خود ، شمایید .
زیبایی قامت بلند ابدیت است ، نگران منتهای خویش در زلال آینه .
اما صراحت آینه شمایید و نهایت جاودانه شمایید . جبران خلیل جبران


با مصلحت ديگران ازدواج كردن در جهنم زيستن است . شوپنهاور 


افراطی ترین صورت هیچ انگاری می تواند این دیدگاه باشد که همه باورها ؛ همهء چیزی را حقیقی انگاشتن ها لزوما" به خطا می روند ؛ به این علت ساده که هیچ دنیای واقعی در کار نیست . چنین است یک ظاهر دورنمایی که از درون ما سرچشمه گرفته است . فردریش نیچه


حقیقت فردا  از پستان خطا و اشتباه دیروز شیر می خورد . امیر مهدی بدیع


خوشبین اظهار میدادر که ما در بهترین دنیای ممکنه به سر می بریم و بدبین بیمناک است که نکند سخن او راست باشد .برانچ کامل


دیدگاه خوب مردم ، بهترین پشتیبان برگزیدگان است . اُرد بزرگ


خوشبختی توپی است که وقتی می غلتد به دنبالش می رویم و وقتی توقف می کند به آن لگد می زنیم . شاتو بریان


هرگز نمى خواهم به واسطه محدوديت هايم، محدود شوم . باربارا استراسيند


اگر کسی نه در وقت ضرورت سخن گفت قدرش شکسته می شود . بزرگمهر


آنانکه پژوهش کرده اند تنها کمی به داشته های درونی خویش و رازهای کیهانی آشنا شده اند و این رویکرد نمی تواند دستاویزی برای کوچک شمردن دیگر کسان گردد چرا که بسیاری به این رازها پی می برند بی کوچکترین بررسی و پژوهشی، آنها با کار و همچنین نگرش در نمایه های هستی به بسیاری از ناگفته ها پی می برند .  اُرد بزرگ


خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم ، اما می توانیم این حق را به خود بدهیم که در آرزوی آن باشیم . آنتوان چخوف


اسرار شخص ، مانند زندانیانی است که چون رها شوند تسلط بر آنها غیر ممکن است . شوپنهاور


اگر توانایی عالمان ایران را از جهان علم گرفته شود چیزی جز سیاهی باقی نمی ماند . پور سینا
 

تنها علاج‌ عشق‌، ازدواج‌ است‌. بوخوالد


آنتوان چخوف : انسان همان چیزی است که باور دارد .


فرهنگ های همریشه ، انگیزه ای توانمند است که موجب همبستگی کشورها در آینده می گردد . اُرد بزرگ


از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.؟ . فردریش نیچه


زمان براي هيچ كس نه متوقف مي شود نه بر مي گردد ونه اضافه مي شود . شيللر


اگر برای رسیدن به آرزوهای خویش زور گویی پیشه کنیم ، پس از چندی کسانی را در برابرمان خواهیم دید که دیگر زورمان بدانها نمی رسد . اُرد بزرگ


کار تجسم عشق است . جبران خلیل جبران


اگر می خواهی خوب باشی باید اول معتقد باشی که بد هستی . اپیکتوس


تبهکار همیشه نگران کیفر خویش است حتی اگر بر زر و زور لمیده باشد و این بسیار درد آور است چرا که سایه کیفر همواره در برابر دیدگانش است . اُرد بزرگ


هرگز دربارۀ چیزی نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام . اپیکتوس


اگر پرسند کیستی باید هنرهای خویش را بشماری . بزرگمهر


آزمودگی انسانها ، از زر هم با ارزشتر است . اُرد بزرگ


هر ملتی دو نوع دشمن خونی دارد . دسته ای که به قانون پشت پا می زنند و دستۀ دیگر کسانی که با دقت بیش از حد آن را اجرا می کنند . آلفرد کاپو


اختلاف طبقاتی  از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود . فردریش نیچه


آدم خودباور ، هیچ گاه برای رسیدن به مادیات ، ارزشهای آدمی را زیر پا نمی گذارد . اُرد بزرگ


بهترین راه برای اثبات صفای ذهنی ما نشان دادن خطاهای ان است . نهر آبی که ناپاکیهای بستر خود را نمایش می دهد به ما می فهماند آب پاک و صاف است . پوپ


از خصوصیات زمان ما این است که متأسفانه فقط افراد پست و پلید ، صاحب اراده و پشتکار می باشند . آلفرد کاپو


برای آنکه همواره دوستانمان را نگاه داریم بهتر است همواره فاصله و بازه ای میان خود و آنها داشته باشیم  . اُرد بزرگ


اگر نمي خواهي در حق تو داوري شود درباره ديگران داوري نكن . ابراهام لينكلن


دهش (بخشش )، آنگاه که از ثروت است و از مکنت ، هر چه بسیار ، باز اندک باشد ، که واقعیت بخشش ، ایثار از خویشتن است . جبران خلیل جبران


از تمام صفاتی که برای پرورش جان و جسم شما سودمند است هیچ یک به سودمندی تصمیم و اراده نیست . پوشه


اگر دانش ما اين همه به بي طرف بودن خود مي نازد، از آن روست كه جز كنجكاوي ناسالمِ ناتوانان چيز ديگري ندارد . فردریش نیچه


آنکه پرسشهای پراکنده در وادی های گوناگون را همزمان می پرسد ، تنها می خواهد زمان و نیروی استاد را تباه کند . اُرد بزرگ


هر جدایی یک نوع مرگ است و هر ملاقات یک نوع رستاخیز . شوپنهاور


مرد بزرگ تنها به خود متکی است و جز از خود از هیچکس چیزی طلب نمی  کند ولی مردان کوچک از دیگران توقع دارند . پاتریک هانری


مصمم شويد كه كارى بايد صورت گيرد، سپس راه انجام آن را خواهيد يافت . آبراهام لينكلن


اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری .  بزرگمهر


به انسان تندرستی و ثروت بدهید ، او هر دو را در جستحوی سعادت از دست خواهد داد . پوشه


هیچ دوستی بهتر از تنهایی ، برای اهل اندیشه نیست . اُرد بزرگ


آنکس که زورمند و قوی است ، می تواند با مشت توانای خود دهان ضعیفی را در هم بشکند در حالیکه باید بداند که مشت درشت تری هم در آستین قویتری پنهان است . پوشه


برادرم تو را دوست دارم ، هر كه می خواهی باش ، خواه در كليسايت نيايش كنی ، خواه در معبد، و يا در مسجد . من و تو فرزندان يك آيين هستيم ، زيرا راههای گوناگون دين انگشتان دست دوست داشتنی "يگانه برتر " هستند ، همان دستی كه سوی همگان دراز شده و همه آرزومندان دست يافتن به همه چيز را رسايی و بالندگی جان می بخشد  . جبران خلیل جبران


به نظر من ما روزی خواهیم مرد که نخواهیم و نتوانیم از زیبایی لذت ببریم و در صدد نباشیم آن را دوست بداریم . آندره ژید


اگر ما (( بی دل و جان )) هستیم ؛ دست کم نسبت به زندگی چنین نیستیم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنیات )) روبروییم . با خشمی ریشخند آمیز در آنچه (( آرمانها )) می نامیمشان ؛ در حال غور و تامل هستیم. ما خویش را خوار می شماریم تنها از آن رو که لحظاتی وجود دارند که نمی توانیم آن انگیزش نامربوطی را که (( آرمانگرایی )) نام دارد ؛ مهار نماییم. تاثیر نازپروردگی بیش از اندازه ؛ نیرومند تر از خشم فرد بی دل و جان است . فردریش نیچه


بزرگواری ، بی مهر و دوستی بدست نمی آید . اُرد بزرگ


وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطریهای تنگ دهن می ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صدای بیشتری آن را به خارج می ریزند . پوپ


ما ندرتاً دربارۀ آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشۀ چیزهایی هستیم که نداریم . شوپنهاور


خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند . اسکاول شين


اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی . اُرد بزرگ


اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد . بزرگمهر


آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی . دی سلز


زندگی چیست ؟ یک مزبلۀ کثیف ، یک قتلگاه فجیع ، یک دارالمجانین بزرگ که تا کنون تحت هیچ قانون منظمی اداره نشده است . ویر


هیچ گاه در برابر فرزند ، همسرتان را بازخواست نکنید . اُرد بزرگ


زيبايي ناپايدار و فضيلت جاودانه است . گوته


مراقب باشيد چيزهايي را كه دوست داريد بدست‌آوريد وگرنه ناچار خواهيد بود چيزهايي را كه بدست آورده‌ايد دوست داشته‌باشيد. جرج برنارد شاو


دنيا را نگه‌داريد. مي‌خواهم پياده شوم. آنتوني نيولي


زن زشت در دنيا وجود ندارد فقط برخي از زنان هستند كه نمي‌توانند خود را زيبا جلوه دهند. برنارد شاو


من از عشق بدم می آید ، برای اینکه یک بار عاشق شدم و مادرم را فراموش کردم . مارک تواین


اگر بخواهي بر عالم فرمانروا باشي بايد عقل بر تو حاكم باشد . سه نه ك


اگر دست تقدیر و سرنوشت را فراموش کنیم  پس از پیشرفت نیز افسرده و رنجور خواهیم شد . اُرد بزرگ


صديق ترين ،بي توقع ترين،مفيدترين و دائمي ترين رفيق براي هر كسي كتاب است. مارك تواين


 کمی عقل سلیم، اندکی اغماض و قدری خوش خلقی داشته باشید، آن وقت خواهید دید در این دنیا چقدر آسوده و خوشبخت اید. سامرست موام


آدمی می تواند بارها و بارها به شیوه های گوناگون قهرمان شود . اُرد بزرگ


وقتي جوانتر بودم همه چيز را به خاطر مي‌آوردم، حالا مي‌خواست اتفاق افتاده باشد يا نه! . مارك تواين


مردها را شجاعت به جلو مي‌راند و زنها را حسادت. برنارد شاو


اگر سزاوار است آن است که دوست با جزر زندگی ات آشنا شود ، بگذار تا با مد آن نیز آشنا گردد ، زیرا چه امیدی است به دوستی که می خواهی در کنارش باشی ، تنها برای ساعات و یا قلمرو مشخصی ؟ . جبران خلیل جبران


یک اراده خم نشونده ، بر همه چیز، حتی بر زمان قالب می آید. شاتو بریان


گاهی تنها راه درمان روانهای پریشان ، فراموشی است.  اُرد بزرگ


شايد مانند كودكي باشيم كه در كنار دريا با سنگ ريزه ها و صدفهاي زيبا بازي مي كند اما غافل ار آنيم كه دريايي بس  بزرگ و اقيانوسي بي كران در مقابل ديدگانمان وجود دارد كه در اعماق آن اسرار عظيم و شگفت انگيز نهفته است . نيوتن


دوستی برای خود برگزین که به گاه سختی و درماندگی مددکارت باشد. بزرگمهر


من بين ديوانگي و مست فرقي نمي بينم جزاينكه ديوانگي مدت طولانيتري دارد . سه نه ك 


گاه لازم است که انسان دیدگان خود راببندد ، زیرا اغلب خود را به نابینایی زدن نیز نوعی خوشبختی است . نیوتون


نفرت همان خشم و غضب است که روی هم انباشته شده است . سیسرون


دوستان فراوان نشان دهنده کامیابی در زندگی نیست ، بلکه نشان نابودی زمان ، به گونه ای گسترده است. اُرد بزرگ


کسی که فکر نمی کند ، به ندرت دم فرو می بندد . نیوتن


حیات درختان در بخشش میوه است . آنها می بخشند تا زنده بمانند ، زیرا اگر باری ندهند خود را به تباهی و نابودی کشانده اند. جبران خلیل جبران


هرگز نمی توان با آدمهای کوچک کارهای بزرگ انجام داد. سیسرون


ده چیز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهیده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدی که زر بر سپاه خویش نپراگند ، مرد سپاهی که از پیکار بهراسد ، دانشمندی که چون چیزی در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکی که خود بیمار و دردمند شود . تنک مایه ای که به دروغ به سرمایه و دارایی خویش نازد ، سفله ای که بر هر کس که چیزی دارد رشک برد ، خردمندی که زود خشم بود ، و به چیز کسان طمع ورزد ، کسی که رهنمایی از نادان امید دارد ، و آنکه کارگاه و یا بنیادی عظیم را به کاهلی سپارد ، و بی خردی که خردجوی نباشد . بزرگمهر


گفتگو با آدمیان ترسو ، خواری بدنبال دارد. اُرد بزرگ


روزنامه شگفت انگیزترین عجایب جهان نوین است . خانواده ای که لااقل یک روزنامه را نخواند و در آن دقیق نشود در قرن نوزدهم زندگی نمی کند . برودوس


دل  اهل دانش وقتی شاد می گردد که بردبار بوده و مردم بی شرم را به خویش نزدیک نکند. بزرگمهر


اگر همه می توانستند از استعدادهای خود درست بهره بگیرند، دنیا همان بهشت موعود می شد که همه می خواهند. زکریای رازی


آنکه برنامه ها را از پایان به آغاز ، مورد گفتگو و ارزیابی قرار می دهد بر راستی در حال سرپوش گذاری بر روی چیزی است . اُرد بزرگ

سالی سرشارازشادی برای شماوخانواده ی شما

 آرزومندم

 


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 12:58  توسط چگوارا | 

et1.jpg

سایت اطلاع رسانی پلیس:
اعتیاد یــك «بیمارى اجتماعی» است كه عوارض جسمى و روانى دارد و تا زمانى كه بـه علل گرایش «بیمار» توجه نشود، درمان جسمى و روانى فقط براى مدتى نتیجه‏ بخش خواهد بود و فـــرد مـــعتاد دوباره گرفتار « مواد اعتیاد آور» می‏ گردد.

اعتیاد به موادمخدر یكى از مهمترین مشكلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است كه عوارض ناشى از آن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب شده و موجب ركود اجتماعى در زمینه ‏هاى مختلف مى‌گـــــردد همچنین ویــرانگری‏ هاى حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیارى از ارزش‌ها و هنجارهاى فرهنگى و اخلاقى شده و بدین ترتیب سلامت جامعه را بطور جدى به مخاطره مى‌اندازد.

پدیده شوم قاچاق موادمخدر بیش از آنكه فعالیتى سوداگرانه، تجارى و اقتصادى در عرصه مافیاى اقتصاد بین ‏المللى باشد، ابزارى كارآمد، مؤثر و راهبردى در گسترش نظام سلطه صاحبان قدرت جهان بر كشورهاى توسعه نیافته است.

et2.jpg

تحلیلگران مسائل سیاسى و اجتماعى بر این باورند كه در تهاجم و نفوذ فرهنگی، پدیده موادمخدر مهمترین عامل به تباهى كشیدن و انحطاط اخلاقى جوامع به شمار می‏ رود. متاسفانه گسترش دامنه مصرف موادمخدر در جامعه امروزى به حدى است كه حتى قشر متفكر و تحصیل كرده را نیز به سمت خود كشانده است. مبارزه با اعتیاد نیز قطعاً بیش از آنكه ماموریتى در راستاى وظایف مصرحه نیروى انتظامى باشد، اقدامى است استراتژیك در مقابله با ابزار نظام سلطه جهانى در انحطاط اخلاقى جوامع با اهداف خاص سیاسی.

اعتیاد بعنوان یك آسیب اجتماعی، هیچ گاه بطور كامل ریشه‏ كن نخواهد شد، اما با تدبیر، اندیشه و تلاشى مخلصانه حداقل می‏توان آنرا به كنترل در آورد. در این راستا تلاش ما بر این است تا با ارتقاء سطح آگاهى اقشار مختلف جامعه پیشگیرى از اعتیاد را بر درمان معتادین مقدم بداریم. به امید روزى كه جامعه‏ اى داشته باشیم كه اگر هم در آن فرد معتادى وجود دارد، درصدد نجات خویشتن باشد.


آنچه در مورد اعتیاد و موادمخدر باید بدانیم :
اعتیاد به موادمخدر یكى از عوامل اصلى شیوع بیماری‏هاى ایدز و هپاتیت می‏باشد.
موادمخدر آنچنان آرام و بی ‏صدا برجسم و روان مصرف‏ كننده مستولى می‏گردد كه هیچ معتادى آغاز اعتیاد خود را به یاد نمی ‏آورد.

اعتیاد سبب تباهى میلیون‏ها مغز فعال می‏شود كه سرمایه‏ هاى آینده جامعه بشرى بشمار می ‏روند.
اگر درصد كمى از كودكانى كه والدین آنها معتاد هستند به سوى بزهكارى سوق داده شوند، بعد از گذشت چندین سال تعداد بزهكاران در این مملكت به هزاران نفر خواهد رسید.
اعتیاد بیش از یك میلیارد نفر از اعضاء خانواده معتادان را در جهان بطور مستقیم با مشكلات ناشى از این آسیب مواجه نموده است.
موادمخدر منشاء وقوع بسیارى از جرائم اجتماعى نظیر قتل، تجاوز، سرقت و ... می‏باشد .
موادمخدر سالانه حدود 600 میلیارد دلار سود به حساب سوداگران مرگ واریز می ‏كند كه این رقم چند صد برابر كل بودجه كشور ما و بسیارى دیگر از كشورهاى بزرگ دنیاست.

سالانه مقادیر قابل توجهى ازثروت ملى كشور به جیب سوداگران موادمخدر می‏رود.
قاچاقچیان بین ‏المللى موادمخدر براى رسیدن به مقاصد شوم خود به مدرن‏ترین تجهیزات تسلیحاتى و ارتباطى مجهز هستند.

75% از زندانیان كشور را بطور مستقیم و غیرمستقیم مجرمین موادمخدر تشكیل می‏دهند.
كشور ما در همسایگى بزرگترین تولیدكنندگان انواع موادمخدر جهان (افغانستان و پاكستان) موسوم به «هلال طلائی» و در مسیر ترانزیت موادمخدر قرار گرفته است و در ین راه خود نیز قربانى آن می‏گردد.

كشور ما در مقابله با ورود و شیوع این مواد خانمانسوز، بمنظور كنترل و حفاظت مرزهاى شرقى اقدام به احداث بیش از هزار كیلومتر جاده، ده‏ها پاسگاه مرزی، برجك و دیده‏بانى و حفر چندین كیلومتر كانال و ... نموده است و هزاران نفر از فرزندان این مرز و بوم نیز به فجیع ‏ترین وضع به شهادت رسیده‏ اند.

مراحل اعتیاد :
1- مرحله آشنایى
این مرحله با تشویق دیگران (مخصوصاً دوستان ناباب) یا از روى غرور و كنجكاوى خود فرد شروع می ‏شود.
2 ـ مرحله شك و تردید :
در این مرحله فرد با مبارزه با امیال خود می ‏پردازد.
3 ـ مرحله اعتیاد واقعى :
در صورت ادامه مصرف در مرحله شك و تردید فرد به مرحله اعتیاد واقعى مى رسد. در این مرحله پدیده «تحمل» باعث می‏شود كه فرد به مرور زمان بر میزان مصرف خود بیفزاید تا به نشئگى قبلى برسد.

فرزندان قشرهای فقیر و آسیب پذیرهرجامعه ای خواسته یا ناخواسته وارث آسیبهای شدید روحی - روانی ای هستند که از بدو تولد همچون زخمی کاری بر پیکره ی معصوم و نورسته شان می نشیند. این زخمها ناشی از فقر ، عدم آموزش ، تربیت نامناسب  و  غیره در محیط خانواده و جامعه است که منجر به روابطی از هم گسیخته و پر تنش در سطح اعضای خانواده و جامعه می گردد . و اما پدران این خانواده ها که زیر بار فشارهای سهمگینی همچون تأمین هزینه های کمر شکن خانواده که خود نیز تحت الشعاع بیکاری های گسترده و دستمزد های پایین ، نبود بیمه و بازنشستگی فراگیر و غیره قرار دارد ، کم کم تبدیل به موجوداتی مریض ، بریده و شکست خورده می شوند . که بطور غیر منطقی و پرخاشگرانه از هر چیزی گله و شکایت دارنددر حالی که اکثریت باتفاق این نسل این مشکلات را در همه چیز و همه کس جستجو میکنند بجز خود . که البته این خود نیز ریشه ای تاریخی و جامعه شناختی دارد که از موضوع این بحث خارج است .

این هنجارها عموماً ناخواسته به فرزندان منتقل می گردد بصورتی که بروز این مشکلات و تعارض ها در حساس ترین دوران زندگی یک نوجوان تبدیل به نزاع و کشمکشی دائمی میان فرزندان و والدین به خصوص پدران وپسران می گردد .

فرزندان پسر نصیب بسیار بیشتری از آن می برند و چنان آسیب پذیر هستند که به سرعت وارد بحران می شوند و از آنجاکه در محیط خانواده و جامعه خود کمتر احساس استقلال ، شادی و امنیت می کنند، از طرفی دیگر با مشکلاتی همچون بیکاری و بی پولی روبرو هستند، در ج