![]() |
![]() |
|
| درد را از هر سو که نوشتیم درد بود |
|
چگوارا بعد از دستگیری،زنده باد سوسیالیست
Simone de Beauvoir, Sartre y el Che en La Habana (Tomada de Internet) سیمون دی بوار،ژان پل سارتر،چگوارا چگوارا داره سیگاره سارتر روشن می کنه
و مرد افتاده بود دوتن آواز دادند: دلاور برخیز! ده ها تن و صدها تن خروش برآوردند: دلاور برخیز! هزاران تن خروش برآوردند: دلاور برخیز! : تمامی آن سرزمینیان گردآمده، اشک ریزان خروش برآوردند و مرد به پای برخاست گابریل گارسیا مارکز / ترجمه ی احمد شاملو |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387ساعت 16:0 توسط چگوارا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 21:37 توسط چگوارا |
|
|
اوج انارشیزم در سالهای پس از جنگ جهانی دوم خصوصا در دهه شصت و هفتاد میلادی در اروپا و امریکا ظهور کرد . مصرف مواد مخدر ، پانک و هیپی گری ، گروههای رپ و به تدریج ایجاد اغتشاشات اجتماعی مانند تظاهرات ، بمب گزاری و مانند اینها و نیز جنبشهای بی هدف اجتماعی مانند می 68 فرانسه ماحصل تفکری ترتیب ناپذیر به نام انارشیسم است . انارشیزم هنوز حضور دارد . حضوری برجسته . نمونه ان اعتراضات محله های فقیر نشین فرانسه ، تروریسم ، گروههای مخالف جهانی شدن ، برخی گروههای سیاه پوست امریکا یی ، امریکای لاتین . نارشی مشتق از واژهٔ یونانی anarkos به معنای 'بدون رئیس' است. رویکرد عام آنارشیستها تأکید بر این نکتهاست که میتوان بدون ساختارهای مقیدکننده یا محدودیت زا زندگی نیکویی داشت. هر سازمان یا اخلاقیاتی که با آزادی انتخاب شیوهٔ زندگی در تعارض باشد باید مورد حمله، انتقاد و نفی قرار گیرد. پس مسئلهٔ مهم آنارشیستها تعریف موانع و ساختارهای تصنعی و تمایز دادن آنها از ساختارهای طبیعی یا فعالیتهای اختیاری است. نظریهی سیاسی، تئوری یا فلسفهای که قدرت سیاسی را به هر شکل که باشد نامطلوب میشمارد و در واقع افراطیترین شاخهی اندیویدوالیسم است. هستهی مرکزی آنارشیسم دشمنی با دولت است، ولی در عین حال هر نوع قدرت سازمانیافتهی اجتماعی و دینی را نیز محکوم میکند. آنارشیسم قوانین دولتها را منشأ همهی شرور اجتماعی تلقی میکند و به این دلیل خواستار از میان رفتن همهی دولتها به معنای امروزی آنهاست و به جای آن هوادار همکاری داوطلبانه است. آنارشیست - برخلاف آنچه که معروف است - هرج و مرج طلب نیست و جامعهای بدون نظم نمیخواهد، بلکه به نظامی میاندیشد که نتیجه همکاری آزادانه باشد که بهترین شکل آن ایجاد گروههای خودمختار است؛ زیرا آنارشیستها انسان را اساساً و ذاتاً اجتماعی میپندارند. الیزه رکلوز Elisée Reclus، آنارشیست فرانسوی، میگفت: «هدف ما زیستن بدون دولت و بدون قانون است!» آنارشیستها تأکید میکنند که گردش نظام اقتصادی در جامعهی آزاد و خالی از اجبار بهتر خواهد شد و آنچه را امروز دولت به زور انجام میدهد، گروههای داوطلب بهتر انجام خواهند داد و محدود کردن کردار فرد لازم نیست، زیرا بشر ذاتاً متمایل به حالت آزادانهی احترام به حقوق فرد است؛ و تعقیب جرایم، در جایی که جرم واقع میشود، باید به سازمانهایی که خودبخود به وجود میآیند واگذار شود. به نظر شاهزاده کروپاتکین، آنارشیست بزرگ روس، «اگر سیستم موجود مزیت طبقهای و توزیع ناعادلانهی ثروت تولید شده با کار را که موجد جرم است» از میان برداریم، نیازی به دادخواهی نخواهد بود
از اندیشمندان برجستهٔ آنارشیست میتوان از ویلیام گادوین، ماکس استیرنر، لئو تولستوی، پیر ژوزف پرودون، میخائیل باکونین، پطر کروپوتکین و اخیراً متفکران آزادی طلب و محافظه کاری با گرایش آنارشیستی مانند هانس هرمان هوپ و موری روثبارد نام برد. کروپاتکین میگوید: «ما از بچگی عادت کردهایم که باید دولت داشته باشیم؛ اما تاریخ بشر خلاف این را نشان میدهد. اعصار پیشرفتهای بزرگ فکری و اقتصادی هنگامی آغاز میشود که گروههای کوچک یا بخشهایی از بشریت قدرت فرمانروایان را میشکنند و بخشی از آزادی مقرر خود را باز مییابند. بشر به نسبت مستقیم آزادی فردی پیش میرود.
واژه یونانی آنارشی ، ریشهای دو بخشی دارد : کلمه : Archon به معنای حاکم و پیشوند An به معنی فاقد. از این روی ، آنارشی به معنی وضعیتی فاقد حاکم میباشد. از نظر لغوی آنارشیسم آموزهای مبنی بر این اعتقاد است که اکثر مشکلات اجتماعی ، ناشی از وجود حکومت بوده و در مقابل آن بهعنوان بدیل ، تعداد بسیاری از اشکال تشکیلات داوطلبانه اجتماعی وجود دارند. درادامه تعریف ، باید گفت آنارشیست کسی است که سعی در ایجاد جامعهای بدون حکومت مینماید برای نخستین بار پیر ژوزف پرودن این لقب (آنارشیست) را رسما بر خود اعلام نمود تفاوت انارشیسم و سوسیالیزم :
تفکرِ لنینیسم خواستارِ تشکیلِ حزبی پیشرو است که باید قدرتِ حکومت را در دست گرفته، و مردم را به توسعهیِ اقتصادی وادار کند، و درنهایت، با معجزهیی که معلوم نیست چهگونه اتفاق میاُفتد، به آزادی و عدالت برسد. طبیعتاً این ایدهئولوژی برایِ روشنفکرانِ رادیکال خیلی پذیرفتنی است، چه وسیله و توجیهی برایِ آنها است که حکومت را قبصه کنند. ولی من هیچ دلیلی (نه منطقی و نه تاریخی) نمییابم که وعدههایَش را جدی بگیرم. سوسیالیسمِ آزادیخواه (ازجمله تعدادِ زیادی از مارکسیستها) به درستییِ کلِ این قصیه را بهشدت رد کرده و کنار میگذارند
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:38 توسط چگوارا |
|
|
وضعيت تورم و رابطه آن با فقر در ايران مفهوم تورم
مفهوم فقر برای مطاله ی ادامه مطالب لطفا بر روی ادامه ی مطلب کلیک کنید ادامه مطلب |
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:11 توسط چگوارا |
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دوازدهم فروردین 1387ساعت 12:36 توسط چگوارا |
|
|
سلام دوستان عزیز سال ۸۷هم از راه رسید،پیشاپیش تبریک میگم ولی بهتره به جای تبریک گفتن وخوشحال بودن،کمی هم به دیگران فکر کنیم. تو کشور ما هستند کسانی که حتی یک کیلو پرتقال نمی تونند بخرند، کم نیستندپدرهائی که شرمنده از بچه هاشون میشند،پرتقال کیلوئی ۱۵۰۰تومان،سیب...تومان،یه خانواده ی ۸نفری اونم خانواده ی متوسط چند کیلو باید میوه بخره تا هم بچه ها از اون بخورند،هم از مهمان ها پذیرائی بشه هم...حالا یه خانواده ی فقیرو در نظر بگیرید...من همین جا از دوستان خواهش میکنم تو این سال جدید بیشتر به اطرافمون دقیق تر بشیم فکر اونائی ام باشیم که دستشون تنگه ولی انسانهای شریفی هستند،خدایا هیچ پدری را شرمنده ی اولادش نکن،تو این ایام همه درگیر خرید برای عید هستند،کسانی هستند که ۱۰تا مانتو دارند،میره بوتیک سر انتخاب رنگ مانتو با عالم و...دعوا داره،عادت کردیم ریخت و پاش کنیم چی میشه مگه مانتوی سال قبل و بپوشی؟؟؟؟؟یه جدیدشو بخر برای اونی که نداره،وقتی به دنیا اومدیم برهنه بودیم،وقتی ام از دنیا میریم بازم برهنه میشیم،مهم وجود انسانهاست،خواهش میکنم به فکر دیگران هم باشید،تو این سال جدید انسانی جدید بشیم،مارکس یه سخنی داره که واقعا حرف زیبائیه*انسان اگر گاومیش بود می توانست به ارزش های انسانی پشت کنه،ولی افسوس انسان است*هیچ زیبائی تو دنیا به اندازه ی نو دوستی زیبا نیست،به امید اینکه روزی در جهان همه با هم برابر باشند.هیچ کس به هیچ کس برتری نداشته باشد(از لحاظ ارزش های جامعه)
بازم عیدو تبریک میگم زنده باد سوسیالیست پاینده باد کمونیست
با افزایش کم سابقه تورم در ایرن خط فقر به مرز ششصد هزار تومان در ماه رسید و طبق اعلام مرکز پژوهشهای مجلس ۳۰ درصد مردم ایران زیر خط فقر زندگی می کنند . همه آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما دخترها پرطرفدارترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما بچه ها واجبترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند . همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدمها با هم برابرند ، اما بعضيها برابرترند. فقر در جهان
چه قدر نشنیدن ها و نشناختن ها و نفهمیدنها که به این مردم آسایش و خوشبختی بخشیده است. علی شریعتی
اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید . نادر شاه افشار خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود . نادر شاه افشار
آرزو ریشۀ حیات ماست . اگرچه این ریشه حیات ما را به تدریج می سوزاند . ولی همین ریشه مایۀ زندگی است . نیچه
مهم ترین کار ما این نیست که ببینیم در دور دستهای مبهم و ناپیدا چه چیز هایی و جود دارد . کار ما این است که به آنچه آشکارا در پیش رو داریم بپردازیم . وینستون چرچیل خوردن کلمات مرا به سوء هاضمه دچار نکرده است . وینستون چرچیل مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدستآورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آوردهاید دوست داشتهباشید. جرج برنارد شاو انقلاب ستمدیدگان را آزاد نمی کند تنها استثمارگران را عوض می کند. برنارد شاو
اهمیتی ندارد که از کجا آمده اید ، مهم این است که به کجا می روید . برایان تریسی آدمیانی که با دیگران روراست نیستند با خود نیز بدین گونه اند . اُرد بزرگ
باید زیاد مطالعه کنید تا بدانید که هیچ نمی دانید. مونت کیو
تنها علاج عشق، ازدواج است. بوخوالد
سالی سرشارازشادی برای شماوخانواده ی شما آرزومندم
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 12:58 توسط چگوارا |
|
|
سایت اطلاع رسانی پلیس: اعتیاد به موادمخدر یكى از مهمترین مشكلات اجتماعی، اقتصادى و بهداشتى است كه عوارض ناشى از آن تهدیدى جدى براى جامعه بشرى محسوب شده و موجب ركود اجتماعى در زمینه هاى مختلف مىگـــــردد همچنین ویــرانگری هاى حاصل از آن زمینه ساز سقوط بسیارى از ارزشها و هنجارهاى فرهنگى و اخلاقى شده و بدین ترتیب سلامت جامعه را بطور جدى به مخاطره مىاندازد. پدیده شوم قاچاق موادمخدر بیش از آنكه فعالیتى سوداگرانه، تجارى و اقتصادى در عرصه مافیاى اقتصاد بین المللى باشد، ابزارى كارآمد، مؤثر و راهبردى در گسترش نظام سلطه صاحبان قدرت جهان بر كشورهاى توسعه نیافته است.
تحلیلگران مسائل سیاسى و اجتماعى بر این باورند كه در تهاجم و نفوذ فرهنگی، پدیده موادمخدر مهمترین عامل به تباهى كشیدن و انحطاط اخلاقى جوامع به شمار می رود. متاسفانه گسترش دامنه مصرف موادمخدر در جامعه امروزى به حدى است كه حتى قشر متفكر و تحصیل كرده را نیز به سمت خود كشانده است. مبارزه با اعتیاد نیز قطعاً بیش از آنكه ماموریتى در راستاى وظایف مصرحه نیروى انتظامى باشد، اقدامى است استراتژیك در مقابله با ابزار نظام سلطه جهانى در انحطاط اخلاقى جوامع با اهداف خاص سیاسی. اعتیاد بعنوان یك آسیب اجتماعی، هیچ گاه بطور كامل ریشه كن نخواهد شد، اما با تدبیر، اندیشه و تلاشى مخلصانه حداقل میتوان آنرا به كنترل در آورد. در این راستا تلاش ما بر این است تا با ارتقاء سطح آگاهى اقشار مختلف جامعه پیشگیرى از اعتیاد را بر درمان معتادین مقدم بداریم. به امید روزى كه جامعه اى داشته باشیم كه اگر هم در آن فرد معتادى وجود دارد، درصدد نجات خویشتن باشد.
اعتیاد سبب تباهى میلیونها مغز فعال میشود كه سرمایه هاى آینده جامعه بشرى بشمار می روند. سالانه مقادیر قابل توجهى ازثروت ملى كشور به جیب سوداگران موادمخدر میرود. 75% از زندانیان كشور را بطور مستقیم و غیرمستقیم مجرمین موادمخدر تشكیل میدهند. كشور ما در مقابله با ورود و شیوع این مواد خانمانسوز، بمنظور كنترل و حفاظت مرزهاى شرقى اقدام به احداث بیش از هزار كیلومتر جاده، دهها پاسگاه مرزی، برجك و دیدهبانى و حفر چندین كیلومتر كانال و ... نموده است و هزاران نفر از فرزندان این مرز و بوم نیز به فجیع ترین وضع به شهادت رسیده اند. مراحل اعتیاد : فرزندان قشرهای فقیر و آسیب پذیرهرجامعه ای خواسته یا ناخواسته وارث آسیبهای شدید روحی - روانی ای هستند که از بدو تولد همچون زخمی کاری بر پیکره ی معصوم و نورسته شان می نشیند. این زخمها ناشی از فقر ، عدم آموزش ، تربیت نامناسب و غیره در محیط خانواده و جامعه است که منجر به روابطی از هم گسیخته و پر تنش در سطح اعضای خانواده و جامعه می گردد . و اما پدران این خانواده ها که زیر بار فشارهای سهمگینی همچون تأمین هزینه های کمر شکن خانواده که خود نیز تحت الشعاع بیکاری های گسترده و دستمزد های پایین ، نبود بیمه و بازنشستگی فراگیر و غیره قرار دارد ، کم کم تبدیل به موجوداتی مریض ، بریده و شکست خورده می شوند . که بطور غیر منطقی و پرخاشگرانه از هر چیزی گله و شکایت دارنددر حالی که اکثریت باتفاق این نسل این مشکلات را در همه چیز و همه کس جستجو میکنند بجز خود . که البته این خود نیز ریشه ای تاریخی و جامعه شناختی دارد که از موضوع این بحث خارج است . این هنجارها عموماً ناخواسته به فرزندان منتقل می گردد بصورتی که بروز این مشکلات و تعارض ها در حساس ترین دوران زندگی یک نوجوان تبدیل به نزاع و کشمکشی دائمی میان فرزندان و والدین به خصوص پدران وپسران می گردد . فرزندان پسر نصیب بسیار بیشتری از آن می برند و چنان آسیب پذیر هستند که به سرعت وارد بحران می شوند و از آنجاکه در محیط خانواده و جامعه خود کمتر احساس استقلال ، شادی و امنیت می کنند، از طرفی دیگر با مشکلاتی همچون بیکاری و بی پولی روبرو هستند، در ج |